تبليغاتX
شاهزاده ي تاريكي -
سلام سلام...عيدتون مبارک سال خوبي داشته باشين پر از نور...واسه همتون يه دنيا روشنايي تو قلبتو ارزو ميکنم...
چيه بابا ..چرا ميخندين...مسخره کردن نداره که ..خوب نبودم تا حالا نبودم همين الان تازه بعد از روزهاي سخت دوري از شبکه دوباره اومده...خوب 1  ماه که بيشتر نگذشته هنوزم ميشه تبريک گفت....من همتونو اي لاو يو.....باور کننين...
همينجا از تموم دوستاي خوبم که تو اين مدت که نبودم همچنان به وب تاريکم سر ميزدنو اونو روشن ميکردن و شاهزاده رو فراموش نکردهه بودن اينقدر محبت بهم داشتن..يه دنيا تشکر ميکنم و مطمئن باشد قدر دان همه خواهم بود..وشرمنده ام که بهتون سر نزدم چون واقعا نبودم....
.........................................................................................................
يه عالمه اتفاقاي جالب افتاده که بزودي همشونو پست ميذارم اگه عمري باقي موند..مثل اون عروس اي که رفتم گفتم ميخوام بترکونم...خوب خداييش هم ترکوندم بد...فکرشو بکنين يه شاهزاده ي خوشتيپ مانکن پاشو بذاره تو يه عروسي اونوقت ببينيد چي ميشه...تازه اونقد خودم حال کردم که تصميم گرفتم به عروسيه پسر خالم که 2 هفته بعدش بود هم برم چون نميخواستم برم...اونجا اوه خودش يه پست کامل رو ميخواد...اگه شد يه تيکه از فيلمهاش يا عکس هاشو ميذارم تا جميعا پشت مانيتورهاتون کفففففففففففففففففف کنيد.....پس توصيه ميکنم تو اپ هاي بعدي حتما با تجهيزات کامل پشت مانيتورهاتون بشينيد.....چون معلوم نميکنه که...منتظر ديدن يه شاهزاده ي خوشتيپ مانکن ميشيد ...اماده ايد که کففففففففففف کنيد و تا نيم ساعت به عکسم خيره بمونيدو بگيد اين يوزارسيف کجاست تا ماهم به وصالش برسيم و نفسهاتون به شماره بيفته هو از ماسک اکسيزنتون استفاده کنيد و قرص هاي زير زبونيتونو بالا بندازيد..........يهو ببينيد بابا من 2 سور هم به شرک زدمو تو مايه هاي وامپايلرم و اونوقته که جاي کفففففففففففففف کردن همتون از ترس سنگ کوب ميکنيدو سريع مانيتورو خاموش ميکنيدو تا يه هفته شبها خوابتون نميبره........پس حتما با تجهيزات کامل بياين...
.........................................................................................................
اتفاق ديگه روز بزگ 26 اسفند هستش که روز شکوه و نور و شاديه واسه من...چون تو 26 اسفند د87 نوري از اسمون به قلب تاريکم تابيد که درخشش براي هميشه سرزمين تاريکم رو روشن کرد...درخششي اهورايي...روز بزرگ ستايش و سپاس گذاريه منه...روزي که عهد کردم تا زنده ام اين روز رو عهدي بين خودم و خدايم بگذارم تا هرگز روشنايي وجودش را از ياد نبرمو ستايشش کنم به خاطر اين بخشش بزرگش...
چنان انفجار نوري تو وجودم رخ داد که بزرگتر از بيگ بنگ بود و درخشان تر از هر سوپر نوا و ابر نو ستاره اي...اونقدر معجزه اسا درونم رو نورديد و موج تغيير به پا کرد که نميدونستم خودم رو شاهزاده ي تاريکي ها بنامم يا شاهزاده ي روشنايي ها..مني که اکنون پر از نور بود...پر از خدا...پر از آسايش....خدايم را تا هميشه سپاس...
.........................................................................................................
و اينکه خيلي خسته ام و هنوز سر در گم وبايد برم بخوابم....
يه خواب طولاني....
زود برميگردم ها....اما فعلا شب بخير
رفقا
سينا

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 1:40 PM توسط سینا |